سبد خرید

زندگی

  • تمام زندگیمان توسط باورهایمان کنترل میشود حتی منطق هایمان ،نحوه فکر کردن هایمان ،سقف رویاهایمان ،تصمیم هایمان،عملکرهایمان ،کلاممان ،موفقیتهایمان و شکست هایمان
    از طرفی چون قوانین باورها را نمی دانیم از تغییر می ترسیم و دوست داریم در حاشیه امن زندگی مان بمانیم

  • بسیاری از انسانها روی زمین ، عوامل محیطی مانند جایی که زندگی می کنند ، پدر و مادر،
    نبود سرمایه لازم برای شروع کسب و کار، همسر ، فرزند، اقتصاد ، جنسیت، سن کم یا سن زیاد ، و... را عامل نرسیدن به خواسته هایشان می دانند، حال آن که جهان هستی مانند یک آینه بوده و تنها افکار و احساس و در حقیقت باورهای درونی هر فرد را به صورت چیدمانی از اتفاقات و شرایط و انسانها و موقعیتهای رشد و یا حتی عدم رشد، بر سر راه آنها قرار می دهد و آینه نمی تواند طور دیگری عمل کند

  • خیلیها را در زندگیمان میبینیم که به خوش اقبال بودن معروفند آنها دست به خاک می زنند طلا می شود در هر جایی سرمایه گذا ی می کنند پولشان چند برابر می شود انگار نیرویی آنها را همیشه در زمان مناسب و در مکان مناسب قرار می دهد بیشترشان سواد آکادمیک و دانشگاهی ندارند و حتی بعضی ها سواد خواندن نوشتن هم ندارند. 

  • زمانی که فکری بارها و بارها تکرار شود به یک فکر غالب و قوی تبدیل می شود که نام آن باور است
    افکار بیشتر از طریق دیدن، خواندن ، نوشتن ، شنیدن ، صحبت کردن تکرار می شوند، زمانی که ما به یک برنامه تلویزیونی نگاه می کنیم و یا زمانی که به صحبتهای شخصی گوش می دهیم و یا زمانی که صحبت می کنیم و....یک فکر در ذهن ما تکرار می شود و بعد از اینکه بارها تکرار شد در ناخودآگاهی ما قرار می گیرد و به عنوان یک باور پذیرفته می شود.