شرایط زندگیمان بازپخش باورهای درونی ما

زمانی که فکری بارها و بارها تکرار شود به یک فکر غالب و قوی تبدیل می شود که نام آن باور است
افکار بیشتر از طریق دیدن، خواندن ، نوشتن ، شنیدن ، صحبت کردن تکرار می شوند، زمانی که ما به یک برنامه تلویزیونی نگاه می کنیم و یا زمانی که به صحبتهای شخصی گوش می دهیم و یا زمانی که صحبت می کنیم و ....یک فکر در ذهن ما تکرار می شود و بعد از اینکه بارها تکرار شد در ناخودآگاهی ما قرار می گیرد و به عنوان یک باور پذیرفته می شود.

به عنوان مثال زمانی که بارها گفته و شنیده شود که “نابرده رنج گنج میسر نمی شود” تبدیل به باور شده و از آنجایی که جهان هستی آینه باورهای درونی ما می باشد شخصی که چنین باوری دارد برای رسیدن به هر جایی و رویا و هدفی از سختیهای بسیاری عبور می کند و چون از قانون باورها اطلاعی ندارد آن را به عنوان قانون می پندارد. در مقابل، کسی که چنین فکری در وجودش بارها تکرار شده است که خداوند مهربان است و دوست دارد بنده اش به راحتی به خواسته هایش برسد ، به مسیرهایی هدایت می شود که آسانی با آن همراه هست
باور های درونیمان از یک سو و خاصیت آینه بودن جهان هستی طبق قانون الهی از سوی دیگر خالق اتفاقات و شرایط فعلی ما هستند
باورهایی همچون پول کم است
در این زمان انسان خوب پیدا نمی شود
به هر که خوبی بکنی بدی می بینی
و ...
و همچنین
برای همه به اندازه کافی پول وجود دارد
همه انسانها خوب هستند
زندگی با آسانی همراه است
به هر که خوبی می کنم خوبی بیشتری می بینم
و...
همه باور هستند و شرایط زندگی مان بازپخشِ فیزیکیِ باورهای درونی ما.
پس خوب دقت کنیم به چه چیزی نگاه می کنیم و به چه موضوعی گوش می دهیم و چه می گوییم .