سبد خرید

درباره رضا ایران زاد خیابان

 

از زمانی که به یاد دارم عاشق زندگی بوده ام و همه چیز در جهان اطرافم مرا به وجد و ذوق و شوق در می آورد. هنگام بلند شدن از خواب چنان با شوق بیدار می شدم که گویا خداوند یک هدیه ی بسیار شگفت انگیز و غیر منتظره ای برایم دارد.
کلمه ای وجود دارد که بیشترین جایگاه را در زندگی ام داشته است و این کلمه این است : "چرا؟"
نا خودآگاه همیشه در مقابل هر موضوعی این کلمه را قرار می دادم.
اطرافیانم بسیاری از سوالاتم را جواب می دادند و برخی از آنها را به آینده محول می کردند. این کلمه مرا به دنیاهای ناشناخته کشاند دنیایی که در پشت جهان هستی و زیبایی‌های آن وجود دارد، جایی که با قلبم پیوند یافت و زندگی ام را آمیخته با عشق و آگاهی و سپاسگزاری کرد.
از همان اوایل که خواندن و نوشتن را آموختم برای پاسخ به سوالات بی شمارم، به خواندن کتابهای زیادی روی آوردم تا بدانم سایر انسانها از جهانی که در آن به دنیا آمده ام چه می دانند. در سن ده سالگی اولین کتاب را خواندم .آن کتاب در مورد اراده و نقش آن در زندگی بود و این که چگونه میتوان اختیار افکار درونی را آگاهانه در دست گرفت.
با اشتیاقی سوزان، آنچه در کتاب گفته شده بود را انجام می دادم احساس می کردم هر چیزی در محیط و شرایط بیرونی که بتواند خود را بر انسان تحمیل کند، رهایی و آزادی انسان را از دست او می رباید‌ و این احساس خوبی به من نمی داد.
احساس درونی ام می گفت، اصولا باید جایگاهی وجود داشته باشد که انسان بتواند طعم خوشبختی و آگاهی از رموز زندگی و یک زندگی شاد و آرام را بچشد، جایی که محدودیت جای خود را به نا محدود بودن می دهد، جایی که انسان بتواند به تمایلات طبیعی و پاک برای رشد و پیشرفت و شکوفایی، بدون وابستگی به شرایط بیرونی جامه عمل بپوشاند.
هر روز که می گذشت درک من از اطراف و درونم بیشتر می شد. نوشته های زیادی می نوشتم تا آنچه درک کرده بودم را بارها مطالعه نمایم.
اما همچنان سوالات بی شماری داشتم که بی پاسخ بود.
علاقه بسیاری زیادی به فضا داشتم . وارد دانشگاه شدم و بدون توجه به رشته ای تحصیلی، به تحقیق در مورد انسان و جهان هستی و قوانین آن پرداختم. بیشتر اوقات در کتابخانه دانشکده روانشناسی و دانشکده فیزیک بودم. زمان بسیاری را صرف کردم تا نسبیت خاص ‌و عام انشتین را درک کنم. در دانشکده روانشناسی هر کتابی در مورد انسان و رفتارهای او بود می خواندم و اکثر کتابهای مربوط به رشد و پیشرفت شخصی آن زمان را مطالعه کردم.
کم کم وارد چرخه عادیِ زندگی که دیگران برایم تعریف کرده بودند شدم و مانند دیگران شروع به کار کردن کردم که جریان بسیار شیرین و مفصلی دارد، اما باز ندایی در درونم می گفت که چیزی بسیار فراتر از تلاش فیزیکی و آموخته هایت وجود دارد.
رنج دیگران را می دیدم، رنجی که بیشتر انسانها برای پول درآوردن، برای شغل، برای زندگی مشترک و برای فرزاندنشان و رسیدن به رویاهایشان و... متحمل می شدند، می دیدم که چگونه اکثر افراد، احساس قربانی بودن نسبت به شرایط محیطی، جایی که به دنیا آمده اند، پدر و مادر، نداشته سرمایه و هزاران مورد دیگر دارند.
می دانستم باید چیزی فراتر از این رنج وجود داشته باشد تا به آن پایان بدهد قبول اینکه سرنوشتمان وابسته به شرایط بیرونی است برای قلبم پذیرفتنی نبود، این موضوع بخش کوچکی از دغدغه های ذهنی ام بود و همچنین سوالات بی شماری که با چرا شروع می شد:
چرا انسان در رنج است؟
چرا شرایط بیرونی مانند جایی که زندگی می کنیم و یا نداشتن امکانات کافی و... مانع رسیدن ما به خواسته هایمان می شود؟
عدالت الهی در این موضوع چه جایگاهی دارد؟
چرا عده ای خوشحال هستند و عده ای نیستند؟
چه عاملی خوشبختی انسانها را تعیین می کند و صدها سوال دیگر و یک میل درونی به سمت آزادی از احساس قربانی بودن.
سمینارها ‌و دوره هایی که برگزار می شود نتیجه تحقیقات و تجربیاتم در این‌ مورد بوده و ایمان دارم همان احساس آزادی در انتخاب سرنوشت که زندگی مرا به کلی متحول ساخت، در شما هم زنده شده و قوانین بسیار دقیق و عادلانه جاری در هستی برای شما هم آشکار می شود و با راهکارهایی که ارائه می گردد ،زندگی شما هم مانند بسیاری از کسانی که از این سمینارها و دوره ها استفاده کرده و آن را به کلی تغییر داده اند، به طور اساسی تغییر می یابد . این تغییر و رشد و پیشرفت در زمینه شغلی و مالی و روابط خانوادگی و داشتن یک زندگی لذت بخش و توام با شکرگزای می باشد.
با آرزوی موفقیت شما عزیزانم

نظرات کاربران :

رضا ایران زاد خیابان

سخنران، نویسنده،آموزگارکوچ فردی و شغلی